عنوان ها

امپراتوری بیزانس (روم شرقی) چی بود؟ هزار سال بقای امپراتوری روم

امپراتوری بیزانس : روم شرقی‌ای که هزار سال بعد از روم دووم آورد

امپراتوری بیزانس، که بیشتر با اسم روم شرقی یا امپراتوری روم شرقی هم شناخته می‌شه، در واقع ادامه‌ی مستقیم امپراتوری روم در شرق مدیترانه بود؛ از سال ۳۳۰ میلادی که کنستانتین بزرگ پایتختش رو به قسطنطنیه منتقل کرد، تا سال ۱۴۵۳ که این شهر به دست عثمانی‌ها سقوط کرد.

برخلاف روم غربی که در سال ۴۷۶ میلادی فروپاشید، روم شرقی برای بیش از هزار سال دیگه دووم آورد، زبان رسمی‌ش یونانی شد، مسیحیت ارتدوکس رو به دنیا داد، و زیر نظر امپراتورهایی مثل ژوستینیان، یکی از باشکوه‌ترین تمدن‌های قرون وسطی رو ساخت. نکته‌ی جالب اینه که خودِ مردم این امپراتوری، هیچ‌وقت اسم «بیزانس» رو برای خودشون به کار نمی‌بردن؛ اون‌ها خودشون رو «رومایوی» یعنی رومی می‌دونستن.


از یه شهر یونانی کوچیک تا پایتخت یه امپراتوری

داستان روم شرقی از یه شهر بندری یونانی به اسم «بیزانتیوم» شروع می‌شه؛ کلونی‌ای قدیمی که یونانی‌ها روی تنگه‌ی بسفر، جایی که دریای اژه رو به دریای سیاه وصل می‌کنه، بنا کرده بودن. این موقعیت جغرافیایی، دقیقاً روی مرز اروپا و آسیا، بعدها یکی از دلایل اصلی قدرت این شهر شد.

در سال ۳۳۰ میلادی، امپراتور کنستانتین اول (کنستانتین بزرگ)، که اولین امپراتور رومی بود که مسیحیت رو به‌طور رسمی پذیرفت، این شهر رو دوباره بنیان‌گذاری کرد و به اسم خودش، «قسطنطنیه»، نامش رو گذاشت. خیلی‌ها این شهر رو «روم جدید» می‌نامیدن؛ نمادی از اینکه مرکز ثقل امپراتوری روم داره از غرب به شرق منتقل می‌شه.

نقطه‌ی عطف بعدی در سال ۳۹۵ میلادی رخ داد، وقتی امپراتوری روم به‌طور رسمی بین دو پسر امپراتور تئودوسیوس اول تقسیم شد: یکی روم غربی رو گرفت و دیگری روم شرقی رو. وقتی روم غربی در سال ۴۷۶ میلادی به دست قبایل ژرمن سقوط کرد، این نیمه‌ی شرقی امپراتوری بود که به حیاتش ادامه داد و بعدها مورخان، برای تمایز قائل شدن بین این دوره و روم باستان کلاسیک، اسم «بیزانس» رو براش انتخاب کردن — اسمی که در واقع در قرن شانزدهم، یعنی قرن‌ها بعد از خودِ امپراتوری، به‌کار برده شد.

با این حال، خودِ ساکنان امپراتوری روم شرقی، هیچ‌وقت خودشون رو «بیزانسی» نمی‌دونستن. اون‌ها تا آخرین روزهای امپراتوریشون هم، خودشون رو «رومی» (رومایوی) معرفی می‌کردن و پادشاهانشون رو «امپراتور روم» می‌خوندن. تفاوت اصلی روم شرقی با روم غربی هم در همین‌جا بود: این امپراتوری وارث مستقیم فرهنگ یونانی-هلنیستیک بود، شهرنشین‌تر و تجاری‌تر از غرب، و به‌مرور زمان، به‌جای لاتین، زبان یونانی رو به‌عنوان زبان رسمی و روزمره‌ش انتخاب کرد.


عصر طلایی ژوستینیان: بلندپروازترین امپراتور روم شرقی

اگه بخوایم یه اوج برای امپراتوری بیزانس انتخاب کنیم، بدون شک دوران حکومت ژوستینیان اول (۵۲۷ تا ۵۶۵ میلادی) یکی از بهترین گزینه‌هاست. ژوستینیان، همراه با همسر قدرتمند و باهوشش، ملکه تئودورا (که قبل از ازدواج، یه بازیگر بود)، رویای بازسازی امپراتوری قدیم روم رو در سر داشت.

اولین چالش بزرگ حکومتش در سال ۵۳۲ میلادی، «شورش نیکا» بود؛ یه قیام خشونت‌بار در قسطنطنیه که از رقابت هواداران مسابقات ارابه‌رانی شروع شد و به یه بحران سیاسی بزرگ تبدیل شد. طبق روایت مورخ پروکوپیوس، وقتی ژوستینیان تصمیم گرفت از پایتخت فرار کنه، این تئودورا بود که با یه سخنرانی معروف، اون رو قانع کرد بمونه و مقاومت کنه. ژنرال بلیزاریوس، سرسپرده‌ترین فرمانده‌ی ژوستینیان، شورش رو با سرکوب خونین در هیپودروم پایان داد.

بعد از این بحران، ژوستینیان چند پروژه‌ی بزرگ رو کلید زد:

  • بازسازی کلیسای آیاصوفیه؛ گنبدی که تا دوران رنسانس، بزرگ‌ترین سازه‌ی گنبدی جهان بود
  • تدوین «کورپوس یوریس سیویلیس» یا مجموعه‌ی قانون مدنی ژوستینیان، که قوانین پراکنده‌ی رومی رو یکپارچه کرد و امروز پایه‌ی خیلی از نظام‌های حقوقی مدنی دنیاست
  • لشکرکشی‌های بازپس‌گیری سرزمین‌های غربی، به فرماندهی ژنرال بلیزاریوس، که آفریقای شمالی رو از وندال‌ها و رم و ایتالیا رو از استروگوت‌ها پس گرفت

اما این جاه‌طلبی هزینه‌ی سنگینی داشت. جنگ برای بازپس‌گیری ایتالیا به یه نبرد فرسایشی و طولانی تبدیل شد که خودِ ایتالیا رو ویران کرد. بدتر از اون، در سال ۵۴۲ میلادی، طاعونی که امروز به «طاعون ژوستینیانی» معروفه، قسطنطنیه رو درنوردید؛ به گزارش بعضی منابع، این بیماری تا یک‌سوم جمعیت امپراتوری رو نابود کرد. خزانه تهی شد، ارتش تحلیل رفت، و رویای بازسازی کامل امپراتوری روم، هیچ‌وقت به‌طور کامل محقق نشد. فقط چند سال بعد از مرگ ژوستینیان، بیشتر ایتالیا دوباره از دست روم شرقی خارج شد.


دینی که هویت امپراتوری بیزانس رو ساخت

یکی از تفاوت‌های اصلی امپراتوری بیزانس با روم باستان کلاسیک، نقش پررنگ مسیحیت در همه‌ی جنبه‌های زندگی سیاسی و فرهنگی بود. امپراتور نه‌فقط یه فرمانروای سیاسی، بلکه نماینده‌ی خدا روی زمین در نظر گرفته می‌شد؛ رابطه‌ی نزدیکی بین کلیسا و دولت که مورخان بهش «قیصرپاپیسم» می‌گن.

یکی از بحرانی‌ترین دوره‌های دینی امپراتوری، «جنجال شمایل‌شکنی» (آیکونوکلاسم) بود؛ در قرن هشتم و نهم میلادی، چند امپراتور روم شرقی دستور نابودی شمایل‌های مقدس (تصاویر مسیح و قدیسان) رو صادر کردن، چون معتقد بودن پرستش این تصاویر نوعی بت‌پرستیه. این جنجال، جامعه‌ی روم شرقی رو برای دهه‌ها دو قطبی کرد و در نهایت با بازگشت به رسمیت شمایل‌ها در سال ۸۴۳ میلادی پایان یافت.

اختلاف دیگه‌ای هم به‌مرور بین کلیسای شرق (قسطنطنیه) و کلیسای غرب (رم) شکل گرفت؛ بر سر مسائلی مثل جایگاه پاپ، جزئیات آیین مذهبی، و حتی زبان مراسم. این اختلافات در نهایت در سال ۱۰۵۴ میلادی به یه شکاف رسمی و دائمی ختم شد که امروز به «شقاق بزرگ» معروفه؛ نقطه‌ای که مسیحیت ارتدوکس شرقی و کاتولیک غربی، برای همیشه از هم جدا شدن.


آتش یونانی و دیوارهای تئودوسیوسی: رازهای بقای هزارساله

یکی از سوالات همیشگی درباره‌ی روم شرقی اینه: چطور این امپراتوری، در حالی که همسایه‌های قدرتمندی مثل ایران ساسانی، اعراب مسلمان، و بعدها ترک‌های سلجوقی و عثمانی داشت، تونست بیش از هزار سال دووم بیاره؟

بخشی از جواب، توی دفاع نظامی و فناوری منحصربه‌فرد این امپراتوریه. «آتش یونانی» یه سلاح مخفی و بسیار مخوف بود؛ مایعی قابل اشتعال که از لوله‌های فشاری روی کشتی‌ها یا دیوارهای شهر پاشیده می‌شد و حتی روی آب هم می‌سوخت. این سلاح، نقش کلیدی‌ای در دفع دو محاصره‌ی بزرگ اعراب (در سال‌های ۶۷۴-۶۷۸ و ۷۱۷-۷۱۸ میلادی) داشت.

عامل دیگه، دیوارهای معروف به «دیوارهای تئودوسیوسی» بود؛ حصاری سه‌لایه با خندق، که قسطنطنیه رو از سمت خشکی محافظت می‌کرد و طی قرن‌ها، تقریباً هر محاصره‌کننده‌ای رو ناکام گذاشت. ترکیب موقعیت جغرافیایی استثنایی (شهری که از سه طرف آب احاطه شده بود)، این دیوارها، و آتش یونانی، باعث شد قسطنطنیه برای نزدیک به ۹۰۰ سال، فقط یک بار سقوط کنه — و اون هم، به‌طرز عجیبی، نه به دست دشمنان مسلمان یا ایرانی، بلکه به دست هم‌کیشان مسیحی‌ش.


سال ۱۲۰۴: وقتی صلیبی‌ها به‌جای دشمن، متحدشون رو غارت کردن

در سال ۱۲۰۴ میلادی، در جریان چهارمین جنگ صلیبی، اتفاقی افتاد که هیچ‌کس پیش‌بینیش رو نمی‌کرد: به‌جای اینکه صلیبی‌های اروپایی به سمت سرزمین مقدس برن، به بهانه‌های سیاسی و مالی، مسیر خودشون رو تغییر دادن و قسطنطنیه — پایتخت یه امپراتوری مسیحی متحد — رو محاصره و غارت کردن.

این غارت، فاجعه‌بارترین اتفاق تاریخ روم شرقی بود. گنجینه‌هایی که در طول ۹۰۰ سال جمع شده بودن، از جمله آثار هنری و مذهبی بی‌نظیر، غارت یا نابود شدن. صلیبی‌ها یه «امپراتوری لاتین» موقت روی ویرانه‌های قسطنطنیه تشکیل دادن، درحالی‌که بازمانده‌های امپراتوری روم شرقی به چند حکومت کوچیک‌تر در نیکائیا، اپیروس، و ترابزون تقسیم شدن.

اگرچه رومی‌های تبعیدی در سال ۱۲۶۱ میلادی تونستن قسطنطنیه رو دوباره پس بگیرن و سلسله‌ی پالئولوگوس رو تأسیس کنن، اما امپراتوری روم شرقی هیچ‌وقت قدرت واقعی سابقش رو به دست نیاورد. مورخان امروزی، این واقعه رو نقطه‌ی بی‌بازگشتی می‌دونن که مسیر امپراتوری رو برای همیشه به سمت افول تغییر داد.


سقوط قسطنطنیه: پایان هزارساله‌ترین امپراتوری اروپا

تا اواسط قرن پانزدهم میلادی، امپراتوری روم شرقی چیزی بیشتر از یه شهر-دولت کوچیک نبود؛ قلمروش تقریباً فقط به خود قسطنطنیه و چند جزیره‌ی پراکنده محدود شده بود. در همین حال، امپراتوری نوپای عثمانی، به رهبری سلطان جوان و بلندپرواز محمد دوم، در حال تبدیل شدن به قدرت غالب منطقه بود.

در ۵ آوریل ۱۴۵۳، ارتش عثمانی، با تعداد به‌مراتب بیشتر از مدافعان (که فقط حدود ۷ هزار نفر بودن)، محاصره‌ی قسطنطنیه رو شروع کرد. امپراتور کنستانتین یازدهم، آخرین امپراتور روم شرقی، شخصاً فرماندهی دفاع رو به عهده گرفت. برخلاف محاصره‌های قبلی، این‌بار مهاجمان یه سلاح جدید و تعیین‌کننده داشتن: توپ‌های غول‌پیکر، از جمله توپی به اسم «توپ سلطانی» که توسط یه مهندس مجارستانی به اسم اوربان ساخته شده بود — همون مهندسی که قبلاً این توپ رو به خودِ روم شرقی هم پیشنهاد داده بود، اما کنستانتین نتونست هزینه‌ش رو تأمین کنه.

بعد از هفته‌ها بمباران مداوم، دیوارهای تئودوسیوسیِ نفوذناپذیر بالاخره شکسته شدن. در ۲۹ مه ۱۴۵۳، قسطنطنیه سقوط کرد. کنستانتین یازدهم، طبق روایت‌های رایج، در آخرین لحظات دفاع، در میان سربازانش کشته شد؛ نه به‌عنوان یه امپراتور فراری، بلکه به‌عنوان آخرین سرباز روم. محمد دوم بعد از فتح شهر، کلیسای آیاصوفیه رو به مسجد تبدیل کرد، اما به کلیسای ارتدوکس یونانی اجازه داد زیر یه پاتریارک جدید به فعالیتش ادامه بده — سیاستی برای حفظ ثبات در شهر تازه‌فتح‌شده. محمد دوم بعدها لقب «قیصر روم» رو هم برای خودش به کار برد؛ ادعایی که نشون می‌داد حتی فاتحان عثمانی هم میراث روم شرقی رو به‌عنوان یه منبع مشروعیت می‌دیدن.


اقتصاد و زندگی روزمره در امپراتوری بیزانس

یکی از رازهای پایداری هزارساله‌ی امپراتوری بیزانس، ثبات اقتصادی‌ش بود. سکه‌ی طلای «سولیدوس»، که کنستانتین بزرگ در سال ۳۱۲ میلادی معرفی کرد و بعدها به اسم «نومیسما» شناخته شد، برای بیش از هفت قرن، وزن و خلوص تقریباً ثابتی (حدود ۴.۵ گرم طلای ۹۸ درصد خالص) داشت. این ثبات، اعتماد تاجران در سراسر اروپا و خاورمیانه رو جلب کرد و باعث شد سولیدوس عملاً نقش یه «ارز ذخیره» بین‌المللی رو در قرون وسطی بازی کنه؛ چیزی شبیه جایگاه دلار در دنیای امروز.

روم شرقی از نظر تجاری هم یه چهارراه واقعی بود: ابریشم از چین، ادویه و جواهر از هند، طلا و عاج از آفریقا، و پوست و برده از سرزمین‌های روسیه، همه از بازارهای قسطنطنیه عبور می‌کردن. اصناف مختلف (گیلدها) هم فعالیت تاجران و صنعتگران رو تنظیم می‌کردن تا کیفیت کالا و دستمزد منصفانه تضمین بشه.

زندگی روزمره‌ی مردم عادی هم فاصله‌ی زیادی با تصویر باشکوه دربار امپراتوری داشت. غذای اصلی بیشتر مردم نان و فرنی بود، همراه با ماهی، زیتون، پنیر و سبزیجات؛ گوشت بره و مرغ بیشتر توی سفره‌ی خانواده‌های مرفه دیده می‌شد. جالب اینه که زنان در امپراتوری روم شرقی، در مقایسه با اروپای غربی هم‌دوره‌شون، از حقوق نسبتاً بیشتری برخوردار بودن: می‌تونستن زمین داشته باشن، ارث ببرن، و حتی کسب‌وکار اداره کنن. زنان اشراف‌زاده و ملکه‌هایی مثل تئودورا، گاهی نقش‌های سیاسی مهمی هم بازی می‌کردن؛ حتی بعضی از اون‌ها به‌عنوان نایب‌السلطنه یا امپراتور مستقل حکومت کردن.

از نظر اداری، بعد از فشارهای نظامی قرن هفتم، روم شرقی به یه سیستم جدید به اسم «نظام تم» روی آورد؛ در این نظام، امپراتوری به واحدهای نظامی-اداری به اسم «تم» تقسیم می‌شد که هر کدوم یه فرمانده‌ی نظامی-غیرنظامی واحد داشت. این سیستم، به‌جای ارتش‌های مزدور گرون‌قیمت، به سربازان کشاورز محلی زمین می‌داد تا در ازاش خدمت نظامی کنن؛ اصلاحی که هزینه‌های دفاعی امپراتوری رو به‌شدت پایین آورد و انعطاف‌پذیری نظامی‌ش رو در برابر حملات ناگهانی افزایش داد.


مهم‌ترین امپراتوران امپراتوری روم شرقی، یه نگاه سریع

با توجه به اینکه امپراتوری روم شرقی بیش از هزار سال دووم آورد، شناخت مهم‌ترین امپراتورهاش کمک می‌کنه مسیر کلی این تاریخ طولانی رو بهتر دنبال کنید:

امپراتوردوره‌ی حکومتمهم‌ترین کار
کنستانتین اول۳۰۶-۳۳۷ میلادیبنیان‌گذاری قسطنطنیه؛ رسمیت بخشیدن به مسیحیت
ژوستینیان اول۵۲۷-۵۶۵ میلادیقانون ژوستینیان؛ ساخت آیاصوفیه؛ بازپس‌گیری بخشی از غرب
هراکلیوس۶۱۰-۶۴۱ میلادیشکست نهایی ایران ساسانی؛ مواجهه با ظهور اسلام
باسیل دوم۹۷۶-۱۰۲۵ میلادیاوج قدرت نظامی؛ شکست کامل امپراتوری بلغار
آلکسیوس اول کومننوس۱۰۸۱-۱۱۱۸ میلادیدرخواست کمک از غرب که به جنگ‌های صلیبی انجامید
کنستانتین یازدهم۱۴۴۹-۱۴۵۳ میلادیآخرین امپراتور؛ کشته‌شده در دفاع از قسطنطنیه

نکته‌ی جالب درباره‌ی هراکلیوس اینه که او، بعد از سال‌ها جنگ فرسایشی، تونست ایران ساسانی رو به‌طور کامل شکست بده و صلیب مقدس رو که ایرانی‌ها از اورشلیم برده بودن، پس بگیره. اما فقط چند سال بعد از این پیروزی بزرگ، هر دو امپراتوری، که در جنگ با هم فرسوده شده بودن، به‌طور هم‌زمان با موج جدید فتوحات اعراب مسلمان روبه‌رو شدن؛ اتفاقی که نشون می‌ده گاهی بزرگ‌ترین پیروزی‌های تاریخی، مسیر رو برای یه تهدید کاملاً غیرمنتظره باز می‌کنن.


اشتباه رایجی که کمتر کسی می‌دونه

خیلی‌ها فکر می‌کنن «بیزانس» یه امپراتوری کاملاً جدا و متفاوت از روم بوده، نه ادامه‌ی همون امپراتوری روم باستان. اما همون‌طور که گفتیم، این یه برچسب تاریخیه که مورخان قرن شانزدهم به بعد، برای راحتی کار خودشون، به این دوره چسبوندن. مردمی که در این امپراتوری زندگی می‌کردن، هیچ‌وقت خودشون رو «بیزانسی» نمی‌دونستن؛ اون‌ها تا آخرین روز، خودشون رو «رومی» می‌خوندن و امپراتوریشون رو ادامه‌ی مستقیم روم باستان می‌دونستن. به همین دلیل، خیلی از مورخان امروزی ترجیح می‌دن به‌جای «بیزانس»، از اصطلاح دقیق‌تر «امپراتوری روم شرقی» استفاده کنن.

سوءتفاهم رایج دیگه اینه که خیلی‌ها فکر می‌کنن کلمه‌ی انگلیسی «byzantine» (به معنی پیچیده و دیوان‌سالارانه) یه توصیف منصفانه از این تمدنه. در واقع، این معنای منفی بیشتر محصول تعصب مورخان اروپایی قرن‌های بعد بود که فرهنگ روم شرقی رو در مقایسه با روم باستان کلاسیک، «منحط» و بیش‌ازحد پیچیده می‌دونستن؛ درحالی‌که مورخان امروزی این تمدن رو یکی از پیچیده‌ترین و درعین‌حال پیشرفته‌ترین نظام‌های اداری، حقوقی، و فرهنگی قرون وسطی می‌دونن.


میراثی که فراتر از قسطنطنیه رفت

با وجود سقوط نهایی‌ش، میراث امپراتوری روم شرقی امروز هم در جاهای زیادی قابل مشاهده‌ست. مسیحیت ارتدوکس شرقی، که امروز صدها میلیون پیرو در روسیه، یونان، بالکان، و خاورمیانه داره، مستقیماً از سنت دینی روم شرقی سرچشمه می‌گیره. راهبان روم شرقی، سیریل و متدیوس، الفبای سیریلیک رو برای اسلاوها ابداع کردن؛ همون الفبایی که امروز در روسیه، صربستان، بلغارستان و چند کشور دیگه استفاده می‌شه.

از نظر حقوقی، قانون ژوستینیان همچنان پایه‌ی خیلی از نظام‌های حقوق مدنی اروپاست. از نظر معماری و هنری، سبک موزاییک‌کاری و معماری گنبدی روم شرقی، الهام‌بخش بناهای مذهبی در سراسر جهان ارتدوکس و حتی فراتر از اون بوده. و از نظر فرهنگی، دانشمندان و کتابخانه‌های روم شرقی، در همون سال‌های آخر پیش از سقوط قسطنطنیه، بخش بزرگی از میراث فکری یونان و روم باستان — از افلاطون تا ارسطو — رو به ایتالیا منتقل کردن؛ انتقالی که نقش مهمی در شکل‌گیری نوزایی (رنسانس) اروپایی داشت.


سوالات متداول امپراتوری بیزانس

امپراتوری بیزانس و روم شرقی یکی هستن؟


بله، «بیزانس» یا امپراتوری بیزانس، اسمیه که مورخان قرن‌ها بعد به امپراتوری روم شرقی دادن. خودِ مردم این امپراتوری، همیشه خودشون رو «رومی» می‌دونستن و اسم «بیزانس» رو برای خودشون به کار نمی‌بردن.

امپراتوری بیزانس از کِی تا کِی وجود داشت؟


اکثر مورخان شروع این امپراتوری رو سال ۳۳۰ میلادی (بنیان‌گذاری قسطنطنیه) یا ۳۹۵ میلادی (تقسیم رسمی امپراتوری روم) در نظر می‌گیرن. پایانش هم سال ۱۴۵۳ میلادی، با سقوط قسطنطنیه به دست عثمانی‌هاست.

چرا روم شرقی، برخلاف روم غربی، این‌قدر دووم آورد؟


چند عامل کمک کرد: موقعیت جغرافیایی استثنایی قسطنطنیه، دیوارهای دفاعی قدرتمند تئودوسیوسی، سلاح مخفی به اسم «آتش یونانی»، و اقتصاد شهرنشین و تجاری‌ای که پایدارتر از روم غربی بود.

بزرگ‌ترین دستاورد ژوستینیان چی بود؟


ژوستینیان با تدوین قانون مدنی ژوستینیان (که پایه‌ی حقوق مدنی مدرن شد)، ساخت کلیسای آیاصوفیه، و لشکرکشی‌های بازپس‌گیری بخش‌هایی از روم غربی، به یکی از تأثیرگذارترین امپراتوران روم شرقی تبدیل شد.

چرا سقوط قسطنطنیه در ۱۴۵۳ این‌قدر مهمه؟


این رویداد، پایان هزارساله‌ترین امپراتوری اروپای قرون وسطی بود و اغلب به‌عنوان یکی از نقاط پایان دوره‌ی قرون وسطی و آغاز دوران مدرن اروپا در نظر گرفته می‌شه.


جمع‌بندی امپراتوری بیزانس

امپراتوری بیزانس، یا به عبارت دقیق‌تر امپراتوری روم شرقی، داستان بقایی هزارساله‌ست؛ تمدنی که وقتی نیمه‌ی غربیش فروپاشید، به‌جای نابودی، برای قرن‌ها باشکوه‌تر و پیچیده‌تر از قبل به حیاتش ادامه داد. از عصر طلایی ژوستینیان و آیاصوفیه، تا آتش یونانی و دیوارهای تئودوسیوسی، تا فاجعه‌ی ۱۲۰۴ و سقوط نهایی در ۱۴۵۳، این امپراتوری نشون داد که میراث روم، بیشتر از یه شهر یا یه نقشه بود؛ یه ایده بود که تا هزار سال بعد از سقوط رم، همچنان زنده موند.

━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━
📚 منابع استفاده‌شده:

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا